|
نمايش موضوع قبلي ::
نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
johnny
نباشه نمی شه


وضعیت: آفلاين 10 بهمن ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 417 امتياز: 29214 تشکر کرده: 55 تشکر شده 28 بار در 20 پست
|
ارسال شده در:
سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388 19:25:26 موضوع مطلب:
|
|
|
| vorujak مي نويسد: |
دوستای عزیز،قبل از اینکه مسئله ی تبعیض و برابری رو بررسی کنیم باید ببینیم واقعا خواسته هامون چیه؟ چی راضی و خوشحالمون میکنه؟ چه راهکارهایی واسه رسیدن به اهدافمون وجود داره؟
چطور اهدافمون رو دنبال کنیم؟ چه موانعی رو باید از سر راه برداشت؟ فرهنگ درست این کار چیه؟ و ...
اصلا تو دوست خوب میخوای هر روز شاهد بر باد رفتن آرزوهات و نا امیدی باشی یا نه میخوای این وضع رو با اتکا به توانایی هات تغییر بدی؟
 |
زن یا مرد جدا از جنسیتش و اول از همه انسانه...
من بازم می گم فکر نمی کنم خواسته زن با مرد فرق کنه...
هر دو آزادی -رفاه-امنیت و.... می خوان و این بین همه مشرک شده....
روبن شما می گین اگه خواسته ها فرقی نداره پس تبعیضی هم وجود نداره؟؟؟
منم می گم همه حرف ما زنان هم همینه . با اینکه همه خواسته ها یکسان هست ولی نحوه جواب گویی فرق می کنه...
اینه که باعث نا برابری می شه... _________________ صدها گل سرخ و یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
roben
دیگه آخر سایته!!


وضعیت: آفلاين 6 مهر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1530 امتياز: 71777 تشکر کرده: 66 تشکر شده 85 بار در 48 پست
|
ارسال شده در:
سه شنبه، 18 اسفند ماه ، 1388 21:23:30 موضوع مطلب:
|
|
|
یکی از پیچیدگیهای جوامع بشری زیاده خواهی و تعرض به حقوق دیگران در عین التزام به رعایت قراردادهای اجتماعی و مخصوصا سیاسی است و این هم به نظر من مربوط به جبر تاریخ میتونه باشه یعنی از زمانهای خیلی دور این چرخه به شکل و شیوه متغیر و نامتعارف دنبال شده و هنوز هم ادامه داره
طبقات حاکم بر روابط و مناسبات جامعه از طریق اعمال سیاستهای خود برای بهره مندی و استفاده از منابع بیشتر همیشه متوسل به شیوه های گوناگونی بوده اند و طبقات فرودست (فرو دست نه به معنای فقیر) نیز بنا به همان جبر تاریخ همیشه در صدد مبارزه برای تعدیل این سیاستها و تقسیم مشترک منافع و منابع بوده اند در این میان سیر تحولی تاریخ بنا به دلایلی در بعضی مواقع به نفع یک جنس عمل کرده و باعث ایجاد تعارض در میان طبقات برای حق خواهی و برابری جنسیتی شده است که جنس غالب در این میان عموما مردها بوده اند.
در این گذر جنبشهای مدنی با خاستگاههای متفاوت و اندیشه های متکثر(خاصه زنان) بدلیل احساس تظلم نسبت به جنس خود با توجه به نوع برخورد و شیوه نگاه جوامع به زن در جهت رفع این موانع همیشه کوشیده اند و همانطور که گفتم به علت وجود انواع حکومتها و شیوه های سیاست گذاری به نوعی دچار تخطئه شده اند و شاید به جرات بتوان گفت این تعارض هیچگاه به نحو مطلوب قابل حل نباشد و صرفا رسیدن به یک نقطه نظر مشترک با توجه به توانائیها و تعریف بنیانهای رفتاری مشکل گشا باشد . _________________ "برای این که بت پرست نباشی، کافی نیست که بت ها را شکسته باشی؛ بایستی خویِ بت پرستی را ترک گفته باشی. فردریش نیچه"
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
razieh
نباشه نمی شه


وضعیت: آفلاين 14 آذر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 363 امتياز: 8439 تشکر کرده: 0 تشکر شده 27 بار در 16 پست
محل سكونت: .................
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 10:39:58 موضوع مطلب:
|
|
|
 _________________ بيهوده متاز که مقصد خاک است |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
vorujak
نباشه نمی شه


وضعیت: آفلاين 13 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 350 امتياز: 10205 تشکر کرده: 8 تشکر شده 22 بار در 17 پست
محل سكونت: همین نزدیکیا
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 15:08:35 موضوع مطلب:
|
|
|
زن یا مرد جدا از جنسیتش و اول از همه انسانه...
من بازم می گم فکر نمی کنم خواسته زن با مرد فرق کنه...
هر دو آزادی -رفاه-امنیت و.... می خوان و این بین همه مشرک شده....
ایا به این خواسته های مشترک در اون حد که رضایت خاطرمون رو جلب کنه رسیدیم؟ آیا در جامعه ی کنونی زنان و مردان اونقد همدیگه رو درک میکنن که به خواسته های بحق همدیگه احترام بذارن؟ فرهنگ گذشته تا چه حد در سختی هایی که جنس زن در گذشته و اکنون متحمل شده تاثیر داره؟
عده ای از زنها که بیشمارن و خودشون رو تنها موظف به کار خونه و بچه داری میدونن و به اونچه که هست ظاهرا" قانع هستن درواقع خودشون رو اسیر فرهنگ غلط گذشته کردن.به نظر من همکاری مرد و زن در اجتماع و محیط خونه باعث شیرینی هر چه بیشتر زندگی میشه.
یکی از پیچیدگیهای جوامع بشری زیاده خواهی و تعرض به حقوق دیگران در عین التزام به رعایت قراردادهای اجتماعی و مخصوصا سیاسی است و این هم به نظر من مربوط به جبر تاریخ میتونه باشه یعنی از زمانهای خیلی دور این چرخه به شکل و شیوه متغیر و نامتعارف دنبال شده و هنوز هم ادامه داره
وقتی قراردادهای اجتماعی و سیاسی عملا" در این جامعه حقوق شهروندی رو نادیده میگیرن و این در جامعه آموزش داده شده و در بین اکثر مردم عادیه،مردم خیلی راحت به حقوق اطرافیان خود بی احترامی میکنن تا به مقاصد خودشون برسن و زنها به علت مظلومیت و اغلب قدرت بدنی پایین
قربانیان عمده ی این بی حرمتیها هستن،آیا همینکه تک تک افراد از حقوقشون آگاهی داشته باشن و زیر بار ظلم نرن کافیه تا جامعه ای سالم داشته باشیم؟! این آگاهی رو چطور باید کسب کرد؟ آیا نباید مجازات هایی برای افرادی که خیلی راحت به حقوق هم نوعانشون تعرض میکنن در قراردادهای اجتماعی و سیاسی در نظر گرفته شه؟ (چرا انقد راحت از بی احترامی کوچیکی که بهمون شده میگذریم و اجازه میدیم این کار کوچیک در نظر طرف مقابل خوب جلوه کنه!)
به نظرتون رسیدن به این نقطه نظر مشترک چقد طول میکشه و قدم اول چیه؟ _________________ تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن
در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
roben
دیگه آخر سایته!!


وضعیت: آفلاين 6 مهر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1530 امتياز: 71777 تشکر کرده: 66 تشکر شده 85 بار در 48 پست
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 23:17:38 موضوع مطلب:
|
|
|
از دوستایی که تو این بحث شرکت کردن ممنونم و این نشون دهنده احترام به شخصیت و حقوقشون بود . _________________ "برای این که بت پرست نباشی، کافی نیست که بت ها را شکسته باشی؛ بایستی خویِ بت پرستی را ترک گفته باشی. فردریش نیچه"
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|